خاطرات ساراکوچولوی من

عشق زندگیمون

صحبت کردن دخملی

1393/11/3 17:18
نویسنده : فاطمه
817 بازدید
اشتراک گذاری
خوشگل مامانی سلام عشقم اومدم بنویسم که چقدرقشنگ حرف میزنی دیگه بیشترکلمه هارومیتونی بگی البته بگم تودخترمنی وبیشتر ازسنت میفهمی الان دخملم میتونه قشنگ بگه مامان بابا بیا دوزول یاهمون فضول عمه مامانی عزیز بژده یاهمون مژده احمدکه اسم باباییه یکسره میگی.عمو میتی یاهمون مهدی که اسم عموجونته نینی جیش لالا تاب تاب اباسی اتویاهمون پتو نای نای پاپا که همون کفشات منظورته جی جی که همون شیرخوردنته اب بازی که توعاشقشی بشوبشو یاهمون حموم رفتن منظورته دردر که همون بیرون وتفریح کردنه الا که همون الله به به که همون شونه کردنه موهاته وصدای حیوونا:هاپو وپیشی وکلاغه که وقتی بهت میگم کلاغه میگه تو زودمیگی گارگار صدای طوطو صدای ببعی وخیلی حرفاوصداهای قشنگه دیگرومیتونی بگی فدات بشم من😍😍😍😍😍😜😛😳
پسندها (5)
نظرات (3) مشاهده جعبه ارسال نظر
انصراف
اتی مامان
17 بهمن 93 18:46
ماشالله به سارای منایشالله که همیشه سالم باشی عزیزم
✿ مه آ سا✿
22 اسفند 93 3:10
ماشاالله به این گل دختری ایشاالله بزودی به حرف میاد قربونش برم خوشحال میشم بیای پیشم و برام نظر بدی
✿ مه آ سا✿
20 فروردین 94 20:36
سلام عزیزم من آپم خوشحال میشم بیای پیشم و برام نظر بدی
1